حاضر جوابی
«شما برای چی می نویسید استاد؟ »
برنارد شاو جواب داد:
«برای یک لقمه نان»
نویسنده جوان برآشفت که:
«متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم! »
وبرنارد شاو گفت:
«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم! »
عاشقانه و خصوصي 2 منهاي 1 ( گفته بودم که 50 درصد کار تمام است )
پدرم همیشه میگوید " این خارجیها که الکی خارجی نشدهاند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان دادهاند" البته من هم میخواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج میدانم. تازه دایی دختر عمهی پسر همسایهمان در آمریکا زندگی میکند. برای همین هم پسر همسایهمان آمریکا را مثل کف دستش میشناسد. او میگوید "در خارج آدمهای قوی کشور را اداره میکنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم... البته آن قسمتهای بیتربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. خارجیها خیلی پر زور هستند و همهشان بادی میل دینگ کار میکنند. همین برجهایی که دارند نشان میدهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامههای علمی آن را نگاه میکنیم. تازه من کانالهای ناجورش را قلف کردهام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکاییها بر خلاف ما آدمهای خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل میکنند و بوس میکنند. اما در فیلمهای ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مینشینند که به فکر بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود. در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمیشود و نخبههای علمی کشور مجبور میشوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش میشوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان میدهد که از یک خانوادهی کارگری بوده اما تا میفهمند که نخبه است به او خیلی بودجه میدهند و او هم برق را اختراع میکند. پسر همسایهمان میگوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شبها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم. من شنیدهام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی میشد چقدر خوب میشد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور میشد و "مهناز افشار " هم معاون اولش میشد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت میکردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب میشد. ولی سد افصوث و دریق که نمیشود.از نظر فرهنگی ما ایرانیها خیلی بیجمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تنپرور هستیم و حتی هفتهای یک روز را هم کلاً تعطیل کردهایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایهمان شنیدم که در خارج جمعهها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرفهای پسر همسایهمان از بی بی سی هم مهمتر است. ما ایرانیها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من میگوید "تو به خر گفتهای زکی". ولی خارجیها تیز هوشان هستند. پسر همسایهمان میگفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان میروند و آخرش هم بلد نیستند یک جملهی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد. این بود انشای من.
دیروز کلی انتظار کشیدم نیومدی
امروز التماس کردم بازم نیومدی
میترسم فردا چشمامو پر از اشک کنی و باز نیای!
چه بد دردیه یبوست...!!!!!
آخونده بالای منبر میگه:
آی خانومایی که مانتو میاد بالا باسناتون
اونایی که شلوار میاد بالای زانوهاتون
آی اونایی که ماتیک میمالین به لباتون
آدم میمیره براتون......!!!!!!!
ترکه از ماه عسل برمیگرده، ازش میپرسن خوش گذشت؟ میگه خیلی! میگن پس چرا زنت داره گریه میکنه؟ میگه : آخ آخ اینو یادم رفته بود ببرم!!
غضنفر توي آتيش سوزي ميميره
پزشكان اعلام مي كنن %10 سوختگي ، %90 كوفتگي !!!
ميرن تحقيق مي كنن مي بينن دوستاش آتيشو با بيل خاموش كردن !!!
خواننده تو عروسی میگه: خانوما، آقایون، دستا بالا، میخواهیم بریم بندر! طرف داد میزنه: كجا؟ ما تا شام نخوریم هیچجا نمیریم
به پيرزنه ميگن ننه شوهرت بديم يا بفرستيمت مكه ؟
ميگه : ننه مكه كه فرار نمي كنه!
سلام، يه سري آپارتمان رو دارن پيشفروش ميكنن، شرايط پرداخت خوبي داره، شايد به دردت بخوره: . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تا آخر اين ماه 3 ميليون جلو بايد بدي، 18 ميليون وام بانكي داره، بقيهاش رو هم ماه به ماه از عقب
قلب پسرها مثل پارکينگي است که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد
دوست داشتن به 21 زبان مختلف دنیا....
English : I Love You
Persian : To ra doost daram
Italian : Ti amo
German : Ich liebe Dich
Turkish : Seni Seviyurum
French : Je t'aime
Greek : S'ayapo
Spanish : Te quiero
Hindi : Mai tumase pyre karati hun
Arabic : Ana Behibak
Iranian : Man doosat daram
Japanese : Kimi o ai shiteru
Yugoslavian : Ya te volim
Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
Russian : Ya vas liubliu
Romanian : Te iu besc
Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak
Syrian/lebanese : Bhebbek
Swiss-German : Ch'ha di ga"rn
Swedish : Jag a"Iskar dig
Africans

بدينوسيله به اطلاع آن جناب باريتعالي ميرساند، بنابر اوامر صادره شده از طرف شما و در
جهت تسريع آن امور محوله، اينجانب غلام حلقه به گوش شما، سريعأ به شهر يزد سفر کرده
و تعدادي دستمال مرغوب خريداري که در اسرع وقت با آنها آماده خدمتگزاري ميباشم!
لذا خواهشمندم سريعأ دستور بفرماييد تا پالاني جهت زين کردن بنده حقير و ذليل و
سراپاتقصير، خريداري، تا در اولين فرصت ممکنه با سواري گرفتن از اين چاکر درگاه شما،
لذت اين دنياي فاني، که ارزش چنداني ندارد را ببريد!
تمنا دارم که بنده را از اين بابت هر چه سريعتر مسرور فرماييد!
با احترامات فائقه بمانند صائقه، آنچنان دست ليسي که جاي خود دارد، بلکه تمامي بدن آن
جنابعالي نيز بي نسيب نخواهد ماند.
جان نثار با احترامات شائبه براي شما و شاقه براي من
عليرضا دستمالچي
بمييييييييييييييييرم

